ماکه می خواستیم دنیا رو تودستمون برده کنیم........ببین چه جور برده شدیم تو دست پست دنیامون
جوجولیه من الان بدجور بغضم گرفته ولی نمی دونم چرا نمی تونم گریه کنم. فکر می کردم می تونم راحت فراموشت کنم ولی نشد. اخه چرا انقد زندگی سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر چی می خوام بی خیال زندگی و روزگار شم نشد نمیذاره. منم مثل خودت مثل تمام ادم های دنیا تنها بودم و هستم و خواهم ماند.
مریم تنها
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:4 توسط مریم
|
توضيحات
سلام: من مریم هستم با 170 قد و 53 وزن. 19 سالم هست و هنوز دانشجو نشدم. همه میگن دختر شیطونی هستم. یه جورایی بی احساسم اصلا هدفی تو زندگیم ندارم نمی دونم واسه چی زندگی میکنم. تازگیا هم که شکست خورده ی عشق شدم. دیوونگی زده به سرم و دلیل اینکه این وبلاگ و نوشتم و نمی دونم...